تبلیغات
مقالات ، پایان نامه ، پیشینه و مبانی نظری روانشناسی
 
مقالات ، پایان نامه ، پیشینه و مبانی نظری روانشناسی
 
 

مقاله دیدگاه‌های مربوط به ایمان و معنویت و شادکامی و دل بستگی و منبع کنترل  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد دیدگاه‌های مربوط به ایمان و معنویت و شادکامی و دل بستگی و منبع کنترل  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


مقدمه

آن­چه از دیرباز سهمى از تلاش‌های فکرى اندیشمندان، فیلسوفان، جامعه شناسان و روان­شناسان را به خود اختصاص داده، تحقیق و پژوهش در مقوله سلامت روانی است. گذشت قرون و سال‌ها نه تنها از ارج و اعتبار چنین حوزه‌ای نکاسته، بلکه با توجه به الزام‌های خاص خود، بر اهمیت آن افزوده است. اکنون در قرن بیست و یکم، انسان مضطرب، افسرده و بحران‌زده عصر حاضر بیش از هر زمانى دیگرى نیازمند وجود تعاریف و پژوهش‌های علمی در حوزه سلامت روانی می‌باشد تا از این راه بتواند قدم‌های مؤثری در زمینه ارتقای سطح زندگی خویش بردارد.

۲-۲٫ سلامت روانی

 ۲-۲-۱٫ تعریف سلامت روانی

بر اساس تعریف دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا، سلامت روانی یا سلامت رفتاری سطحی از بهزیستی روان‌شناختی یا فقدان بیماری روانی است که گویای حالت روانی شخص به گونه­ای است که عملکردش در سطح رضایت‌بخشی از سازگاری هیجانی و رفتاری باشد. از دیدگاه روان­شناسی مثبت و یا کل‌گرایی، سلامت روان ممکن است شامل توانایی فرد برای لذت بردن از زندگی و ایجاد یک تعادل بین فعالیت‌های زندگی و تلاش برای دستیابی به انعطاف‌پذیری روانی است.

به گفته سازمان بهداشت جهانی (WHO) سلامت روان شامل بهزیستی ذهنی، خود کارآمدی ادراک‌شده، خودمختاری، شایستگی، وابستگی بین نسلی و خود شکوفایی معنوی فرد و هیجانی بالقوه، در میان دیگران است. همچنین، WHO بیان می‌کند که بهزیستی فردی در گروی توانایی‌های افراد برای مقابله با استرس‌های روزمره زندگی، کار مولد و کمک به جامعه خود می‌باشد. با این حال، تفاوت‌های فرهنگی، ارزیابی‌های ذهنی و رقابت حرفه‌ای نظریه‌ها همگی بر چگونگی تعریف سلامت روانی اثرگذار می‌باشد.

۲-۲-۲٫ دیدگاه‌های مربوط به سلامت روان

مکتب روان‌پریشی

زیگموند فروید

به نظر فروید اکثر مردم به درجات مختلف روان‌نژند هستند و سلامت روان‌شناختی یک ایده­آل است نه یک هنجار آماری. به عقیده او، ویژگی‌های خاصی برای سلامت روان‌شناختی ضرورت دارد. نخستین ویژگی هشیاری (خودآگاهی) است؛ یعنی هر آن­چه ممکن است در ناهشیاری (ناخودآگاهی) موجب مشکل شود بایستی خودآگاه شود.

به عقیده فروید انسان متعارف کسی است که مراحل رشد روان جنسی را با موفقیت گذرانیده باشد و در هیچ‌یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد. به نظر او کمتر انسانی متعارف به حساب می‌آید و هر فردی به نحوی نامتعارف است. فروید انسان نامتعارف را به دو گروه روان‌نژند و روان‌پریش تقسیم می‌کند و هسته مرکزی بیماری روانی را اضطراب می‌داند. به عقیده فروید نوع مکانیزم­های دفاعی مورد استفاده افراد سالم روان‌نژند و روان‌پریش متفاوت است. شخص سالم از مکانیزم­های دفاعی نوع­دوستی، پیش‌بینی، شوخ‌طبعی، والایش و سرکوب استفاده می‌کند (نجات، ۱۳۷۸).

آلفرد آدلر

زندگی به عقیده آدلر «بودن» نیست بلکه «شدن» است. بنابر نظر آدلر فرد برخوردار از سلامت روان‌شناختی توان و شهامت یا جرأت عمل کردن را برای نیل به اهدافش دارد. چنین فردی جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد. فرد دارای سلامت روان مطمئن و خوش‌بین است و ضمن پذیرفتن اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آن‌ها می‌کند. سلامت روان به عقیده آدلر یعنی داشتن اهداف مشخص در زندگی، داشتن فلسفه‌ای استوار و مستحکم برای زیستن، مفید بودن برای همنوعان، جرأت و شهامت و قاطعیت، کنترل داشتن بر روی عواطف و احساسات، داشتن هدف نهایی کمال و تحقق نفس، پذیرفتن اشکالات و کوشیدن در حد توان برای حل اشتباهات. فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست. فرد دارای سلامت روان به نظر آدلر روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در خانواده و گروه‌های اجتماعی به درستی می‌شناسد. فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است. عالی‌ترین هدف شخصیت سالم به عقیده آدلر تحقق «خویشتن» است. فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خویش می‌پردازد و اشتباهاتش را برطرف می‌کند. چنین فردی خالق عواطف خودش است نه قربانی آن‌ها. آفرینش گری و ابتکار فیزیکی از دیگر ویژگی‌های سلامت روان‌شناختی است. فرد سالم از اشتباهات اساسی پرهیز می‌کند. اشتباهات اساسی شامل تعمیم افراطی، اهداف نادرست و غیرممکن، درک نادرست و توقع بی‌مورد از زندگی، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود، ارزش‌های و باورهای غلط می‌باشد. فرد سالم دارای علاقه اجتماعی و میل به مشارکت اجتماعی است. چنین فردی سعی در کاستن عقده حقارت خود دارد و به دنبال غلبه و چیرگی بیشتر بر بی­جرأتی است (همان).

کارل یونگ

جهت دانلود متن کامل مقاله دیدگاه‌های مربوط به ایمان و معنویت و شادکامی و دل بستگی و منبع کنترل کلیک نمایید

 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله دیدگاه‌های مربوط به ایمان و معنویت و شادکامی و دل بستگی و منبع کنترل، تحقیق دیدگاه‌های مربوط به ایمان و معنویت و شادکامی و دل بستگی و منبع کنترل، مقاله در مورد دیدگاه‌های مربوط به ایمان و معنویت و شادکامی و دل بستگی و منبع کنترل، تحقیق در مورد دیدگاه‌های مربوط به ایمان و معنویت و شادکامی و دل بستگی و منبع کنترل، پیشینه دیدگاه‌های مربوط به ایمان و معنویت و شادکامی و دل بستگی و منبع کنترل،
لینک های مرتبط :


مقاله افسردگی و ابعاد و دیدگاه های تعارض و نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد افسردگی و ابعاد و دیدگاه های تعارض و نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


  اضطراب

به حالتی اشاره دارد که به موجب آن فرد، بیش از اندازه درباره اتفاق افتادن چیز وحشتناکی در آینده ، نگران ، تنیده و ناراحت است. اضطراب هم عنصر شناختی وهم عاطفی دارد. وقتی مضطرب هستید ، احساس می کنید اتفاق وحشتناکی روی خواهد دادکه قدرت تغییر دادن آن را ندارید . بعد روی نگرانی های درونی خود متمرکز می شوید ، و درباره احتمال خطر یا تهدید ، گوش به زنگ یا بیش از حد مراقب می گردید. اضطراب بیشتر آینده  گرا وکلی است و زمانی مایه نگرانی بالینی می شود که به چنان سطح وسیعی رسیده باشد که توانایی عمل کردن در زندگی روزمره را مختل کند  به طوری که فرد دچار حالت ناسازگارانه ای شده باشد که مشخصه آن واکنشهای جسمانی وروانی شدید است . این تجربیات ، شدید ، غیر منطقی  وتوانکاه ،اساس اختلال های اضطرابی هستند .

اضطراب شامل احساس عدم اطمینان ، احساس درماندگی وبرانگیختگی فیزیولوژیکی می باشد(ساراسون[۱] ،۱۹۸۷). برای اولین بار در قرن پانزدهم میلادی به معنای فشار جمعی معرفی شد . از نظر هیجانی ، اضطراب موجب خود بیمار انگاری ، غیبت از کار ، سوء مصرف مواد روا نگردان و کاهش عزت نفس می گردد(نوریان وهمکاران،۱۳۹۰).

فروید اضطراب را یک پدیده روزمره وراهی برای توضیح روان آزردگی قلمداد می کند(خدا پناهی ، ۱۳۷۹). اضطراب معمولاً به عنوان احساس پراکنده ، مبهم و نامطبوع ترس وتشویش معرفی می شود(ساراسون، ۱۹۸۷). اضطراب هیجانی است که باعث می گردد درافراد، احساس دلشوره ونگرانی به وجود آید و آنان را وادار به تغییر سازش سازد( کامکاری، ۱۳۸۵). فروید اضطراب را به سه نوع تقسیم کرده است:

الف – اضطراب واقعی: هنگامی تجربه می شود که شخص با تهدید ها وخطرات بیرونی مواجه باشد.

ب – اضطراب نوروتیک[۲] : زمانی بروز می کند که تکانه های نهاد[۳] موجب تهدید فرد در برابرقطع کنترل های من و ظهور رفتارهای که منجربه تنبیه وی خواهند گردید ، می شود.

ج – اضطراب اخلاقی[۴] : وقتی ظاهر می شود که فرد عملی برخلاف وجدان اخلاقی یا ارزش های اخلاقی خویش انجام داده یا حتی در نظر دارد انجام بدهد وبه این دلیل احساس گناه بکند(آزاد ، ۱۳۷۸)

۱-۱-۱-    ماهیت اختلال های اضطرابی

افراد مبتلا به اختلال های اضطرابی[۵] در اثر احساس های مزمن و شدید اضطراب درمانده می شوند . این احساس ها به قدری نیرومند هستند که افراد مبتلا به این اختلال ها قادر نیستند فعالیت های روزمره خود را انجام دهند. اضطراب آنها ناخوشایند است و باعث می شود نتوانند از موقعیت های عادی لذت ببرند، اما علاوه بر آن ، آنها می کوشند از موقعیت های که باعث می شوند احساس اضطراب کنند ، اجتناب ورزند . در نتیجه آنها فرصت های را برای خوش گذرانی یا عمل کردن طبق تمایلشان از دست می دهند .

میزان شیوع مادام العمر اختلالات اضطرابی برای زنان ۵/۳۰ درصد مردان  ۲/۱۹ درصد گزارش شده است. نگاهی سطحی به آمار مراجعان روان پزشکان وروان شناسان در ایران نشان می دهد که اختلالات مورد نظر ، شایع ترین علت مراجعه به این متخصصان را تشکیل می دهند. شاید تمامی آنها قبل ازمراجعه ، تلاش زیادی جهت کنترل علایم مختلف بیماری خود به ویژه نشانه های عاطفی نموده ولی به دلیل بی تأثیر بودن آنها، به ناچار به درمانگران مراجعه کرده اند. به عبارت دیگر، همه آنها قبل از مراجعه ، راهبرد های ناکارآمدی را به کار گرفته اند. به علاوه ، به دلیل نگرش منفی مردم ایران به اختلالات  روانی ودرمانگران  ذیصلاح ، تلاش شخصی جهت کنترل این علایم بسیار جدی تر بوده وغالباً بعد از تحمل ناراحتی های زیاد وطولانی این اختلالات ،تصمیم به دریافت کمک های تخصصی گرفته می شود. از آنجا که اکثر این افراد شناخت کافی از راهبرد های مناسب برای تقلیل ناراحتی های خود ندارند ومعمولاً با فاصله نسبتاً زیادی از شروع بیماری خود مراجعه می کنند، طبیعی است که بیماریشان مزمن شده واثر بخشی درمانهای تخصصی را کاهش می دهند(سیدمحمدی،۱۳۷۹).

۱-۱-۲-   اختلال وحشتزدگی

افراد مبتلا به اختلال وحشتزدگی دچار حملات وحشتزدگی می شوند. این حملات دوره های ترس شدید و ناراحتی جسمانی هستند، به طوری که افراد مبتلا احساس می کنند از پا درآمده اند و نمی توانند خود را کنترل کنند . شروع این حملات ناگهانی است و معمولاً ظرف ۱۰ دقیقه به اوج خود می رسند. نفس تنگی، تنفس سریع ، سرگیجه یا احساس عدم تعادل، احساس خفگی، تپش قلب، لرزش ، عرق کردن، ناراحتی معده، احساس واقعی نبودن ، احساس کرختی یا مورمور شدن، احساس گرگرفتگی یا سرما، احساس ناراحتی در قفسه سینه ، ترس از مردن یا از دست دادن کنترل ، از جمله احساس های هستند که فرد هنگام حمله وحشتزدگی تجربه می کند . در حالی که این اتفاق می افتد ، فرد احساس نابودی قریب الوقوع و میل شدید به گریختن دارد . تشخیص آن زمانی صورت می گیردکه حملات وحشتزدگی تکرار شوند . با این حال تشخیص این اختلال تقریباً نادر است و میزان شیوع آن در طول زندگی از ۴/۱ تا۹/۲ درصد در ایالات متحده وسایر کشور های جهان بر آورد شده است (ویسمن وهمکاران،۱۹۹۷).

اغلب موارد اختلال وحشتزدگی در افرادی که تقریباً۲۰ ساله هستند یافت می شود و افراد ۳۰ تا ۴۰ سال در مقام دوم هستند. این اختلال در بین کودکان ونوجوانان نسبتاً نادر است (اولن دیک ، ماتیس ، وکینگ ، ۱۹۹۴). وبه احتمال کمتری در پیری ایجاد می شود ( اسکاجین ، فلوید ، وفورد ، ۲۰۰۰). در زنان تقریباً دو برابر مردان است.

حملات وحشتزدگی شامل : ۱- حمله وحشتزدگی غیر منتظره (بدون محرک) ۲- حمله وحشتزدگی وابسته به موقعیت (محرک دار) ۳- حمله وحشتزدگی با زمینه موقعیتی است.

۱-۱-۲-۱-  آگورا فوبی

جهت دانلود متن کامل مقاله افسردگی و ابعاد و دیدگاه های تعارض و نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب کلیک نمایید



 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله افسردگی و ابعاد و دیدگاه های تعارض و نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب، تحقیق افسردگی و ابعاد و دیدگاه های تعارض و نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب، مقاله در مورد افسردگی و ابعاد و دیدگاه های تعارض و نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب، تحقیق در مورد افسردگی و ابعاد و دیدگاه های تعارض و نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب، پیشینه افسردگی و ابعاد و دیدگاه های تعارض و نظریه های روان شناختی در مورد اضطراب،
لینک های مرتبط :


مقاله اختلال افسردگی و نقش معنویت در سلامت روان  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد اختلال افسردگی و نقش معنویت در سلامت روان  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


افسردگی

 افسردگی از زمان‌های بسیار دور مورد توجه بوده است. حدود چهارصد سال پیش از میلاد، بقراط اصطلاح مانی و ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی به کار برد. در حدود سال ۳۰ میلادی، پزشک رومی، سلسوس[۱] در کتاب خود ملانکولی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود. امیل کرپلین در سال ۱۸۹۹، مفهوم بیماری منیک –‌دپرسیو را شرح داد که شامل اکثر ملاک‌های تشخیصی اختلال دوقطبیI  می‌شود. او همچنین نوع خاصی از افسردگی را نیز شرح داد که پس از یائسگی در زنان و اواخر بزرگسالی در مردان شروع می‌شود و به افسردگی رجعتی[۲] معروف شد، و از آن به بعد یکی از معادل‌های اختلالات خلقی با شروع دیررس شمرده می‌شود (سادوک و سادوک، ترجمه پورافکاری: ۱۳۸۸).

تمامی افراد بعضی از اوقات احساس گرفتگی یا ناراحتی می‌کنند. اما این احساسات معمولاً گذرا هستند و در خلال چندین روز فراموش می‌شوند. ولی زمانی که شخص آشفتگی و بی‌نظمی افسرده‌کننده‌ای دارد، این افسردگی در زندگی و فعالیت‌های معمولی وی تأثیر می‌گذارد و یا بی‌نظمی و اختلال، باعث رنج و زحمت فرد و کسانی می‌شود که با او در ارتباط هستند.

افسردگی، معمول و عادی به نظر می‌رسد، اما بیماری جدی و مهمی است و بیشتر کسانی که آن را تجربه می‌کنند برای بهبود یافتن به مداوا و درمان نیاز دارند (حسینی و مهدی‌زاده، ۱۳۹۰).

افسردگی زمانی نابهنجار تلقی می‌شود که با واقعه‌ای که رخ داده متناسب نباشد و یا فراتر از حد معمول باشد (اتکینسون، اسمیت و هیلگارد[۳]، ۱۹۸۳).

اختلال افسردگی آن‌قدر شایع است که سرماخوردگی روان‌پزشکی لقب گرفته‌است (سلیگمن[۴]، ۱۹۷۵؛ به نقل از قاسم‌زاده، ۱۳۸۲). در هر مقطع معینی از زمان، ۱۵-۲۰ درصد بزرگسالان در سطح قابل توجهی، از نشانه‌های افسردگی رنج می‌برند. حداقل ۱۲ درصد به میزانی از افسردگی که آن‌ها را مقطعی از زندگی، به سمت درمان بکشاند، مبتلا هستند و حدس زده می‌شود که حدود ۷۵ درصد موارد بستری در بیمارستان‌های روانی را موارد افسردگی تشکیل می‌دهند (راسخ، ۱۳۹۳).

شیوع و عوامل چندگانه زیربنایی این اختلال باعث شده است که گستره وسیعی از تلاش‌ها در حوزه سبب‌شناسی، تشخیص و درمان، در این زمینه صورت گیرد. اما با این وجود هنوز به طور قطع نمی‌توان گفت که یافته‌های پژوهشی، توانسته‌اند تمام ابعاد این اختلال را شناسایی، تبیین و کنترل نمایند. لذا در ابتدا این اختلال، براساس طبقه‌بندی DSM-5 به عنوان الگوی پذیرفته شده از اختلال، ارائه شده و سپس مروری بر الگوهای تبیین‌گر و مدل‌های رایج درمانی خواهدشد.

۲-۱-۱ طبقه‌بندی پنجمین ویراست تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی[۵](۲۰۱۳) از اختلال افسردگی

DSM-5 ملاک‌هایی برای دوره افسردگی اساسی، جدا از ملاک‌های تشخیصی برای تشخیص‌های وابسته به افسردگی ذکر کرده‌است که در زیر به آنها اشاره می‌شود:

الف- پنج تا (یا بیشتر) از علائم زیر در یک دوره دو هفته‌ای وجود داشته‌اند و نشان دهنده تغییر از سطح عملکرد قبلی هستند؛ حداقل یکی از علائم یا به صورت (۱) خلق افسرده یا (۲) از دست دادن علاقه و احساس لذت است.

خلق افسرده اکثر مواقع روز، یا با گزارشات ذهنی (مثل احساس غمگینی و پوچی) یا مشاهدات دیگران (مثلاً غمگین و اشکبار بودن)

کاهش قابل ملاحظه علاقه یا احساس لذت نسبت به تمام، یا تقریباً تمام فعالیت‌ها در قسمت عمده روز، تقریباً هر روز (با توجه به شرح ذهنی بیمار یا مشاهدات دیگران)

کاهش قابل ملاحظه وزن بدن بدون پرهیز یا رژیم غذایی یا افزایش وزن (مثلاً، بیش از ۵ درصد وزن بدن در یک ماه) یا کاهش یا افزایش اشتها تقریباً هر روز

بی‌خوابی یا پرخوابی تقریباً هر روز

تحریک یا کندی روانی – حرکتی تقریباً هر روز (قابل مشاهده برای دیگران، فقط مربوط به احساس ذهنی کندی یا بی قراری نمی‌شود)

خستگی یا فقدان انرژی تقریباً هر روز

احساس بی‌ارزشی یا گناه بی‌جا (که ممکن است هذیانی باشد) تقریباً هر روز (فقط شامل خودملامت‌گری و احساس گناه در مورد بیمار بودن نمی‌گردد)

جهت دانلود متن کامل مقاله اختلال افسردگی و نقش معنویت در سلامت روان کلیک نمایید

 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله اختلال افسردگی و نقش معنویت در سلامت روان، تحقیق اختلال افسردگی و نقش معنویت در سلامت روان، مقاله در مورد اختلال افسردگی و نقش معنویت در سلامت روان، تحقیق در مورد اختلال افسردگی و نقش معنویت در سلامت روان، پیشینه اختلال افسردگی و نقش معنویت در سلامت روان،
لینک های مرتبط :


جمعه 2 تیر 1396 :: نویسنده : نگار م

مقاله افسردگی و نظریه های افسردگی یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد افسردگی و نظریه های افسردگی  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


افسردگی

۱-۱- افسردگی چیست:

افسردگی نوعی اختلال روانی است که در آن خلق شخص آشفته می‌شود. چون افسردگی، اغلب مورد درمان قرار نمی‌گیرد پزشکان از تعداد واقعی افراد مبتلا به افسردگی اطلاع ندارند. با این حال، آنها می‌دانند که تعداد افراد افسرده کم نیستند در واقع، افسردگی به قدری متداول است که گاهی از آن به عنوان سرماخوردگی روانی یاد می‌شود (گنجی،۱۳۸۷).

۱-۲- اصطلاح افسردگی:

اصطلاح افسردگی اغلب برای بیان اندوه عمیق به کار می‌رود. تقریباً همه افراد زمانی دچار غم و غصه شده‌اند، اما کسانی که بیماری افسردگی دارند دلسردی و نومیدی شدیدی تجربه می‌کنند که مدت زیادی طول می‌کشد و معمولاً با زندگی خانوادگی، شغلی یا موقعیتهای اجتماعی آنها تداخل پیدا می‌کند.

اگر افسردگی عمده درمان نشود می‌تواند خطرناک باشد. افکار خودکشی جزء جدایی‌ناپذیر این بیماری است. هر چند که افراد مبتلا به افسردگی عمیق به ندرت نیروی کافی برای خودکشی دارند با کم شدن افسردگی احتمال بیشتری وجود دارد که اقدام به خودکشی کنند. افسردگی درمان نشده عمده‌ترین عامل خودکشی می‌باشد.افسردگی یکی از اختلالات عمده دوره نوجوانی و جوانی است.

افسردگی از زمانهای قدیم در نوشته ها آمده است و توصیفهایی از آنچه ما امروزه اختلالات خلقی می خوانیم دربسیاری از مدارک طبی قدیم وجود دارد . داستان عهد عتیق شاه سائول و داستان خودکشی آژاکس در ایلیاد هومر ، هر دو یک سندرم افسردگی را توصیف کرده اند . حدود ۴۵۰ سال قبل از میلاد ، بقراط اصطلاح مانی و ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی بکار برد . در حدود ۱۰۰ سال قبل از میلاد کورتیلوس سلسوس در کتاب De Medicina افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود . این اصطلاح را پزشکان دیگر از جمله ارسطو (۱۲۰ تا ۱۸۰ سال بعد از میلاد ) و جالینوس ( ۱۲۹ تا ۱۹۹ سال بعد از میلاد ) نیز بکار بردند . در قرون وسطی طبابت در ممالک اسلامی رونق داشت و رازی و ابن سینا و پزشک یهودی ،میموند ، ملانکولی را بیماری مشخص تلقی می نمودند . در سال ۱۸۵۴ ژان پیرفالر حالتی را توصیف نمود و آن را جنون ادواری نامید .

امیل کرپلین در سال ۱۹۸۶ بر اساس معلومات روانپزشکان فرانسوی و آلمانی ، مفهوم بیماری مانیک دپرسیو راشرح داد که شامل اکثر ملاکهای تشخیصی است که امروزه روانپزشکان برای تشخیص این بیماری از آنها استفاده می کنند . کرپلین همچنین نوع خاصی از افسردگی را به نام « افسردگی رجعتی » که پس از یائسگی در زنها و در اواخر بزرگسالی در مردها شروع می شود را شرح داد ( پورافکاری، ۱۳۸۶) .

۱-۳- ملاکهای تشخیصی حملهافسردگی اساسی DSMIV


جهت دانلود متن کامل مقاله افسردگی و نظریه های افسردگی کلیک نمایید

 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله افسردگی و نظریه های افسردگی، تحقیق افسردگی و نظریه های افسردگی، مقاله در مورد افسردگی و نظریه های افسردگی، تحقیق در مورد افسردگی و نظریه های افسردگی، پیشینه افسردگی و نظریه های افسردگی،
لینک های مرتبط :


مقاله اضطراب ریاضی و راهبردهای روش تدریس حل مسأله  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد اضطراب ریاضی و راهبردهای روش تدریس حل مسأله  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


اضطراب

اضطراب به منزله ی بخشی از زندگی انسان،در همه ی افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد،به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می شود،اما اگر از این حد خارج شود و جنبه ی مزمن و مداوم بیابد به منزله ی شکست و سازش نایافتگی تلقی می گردد(دادستان،۱۳۸۰).

اضطراب،احساس رنج آوری است که با یک موقعیت ضربه آمیز کنونی یا با انتظار خطری به شی ء نامعین وابسته است(دادستان،۱۳۸۰).

اضطراب یک حالت نگرانی و دلشوره است که با ترس پیوند دارد.موضوع اضطراب،مانند خطری مبهم یا یک رویداد احتمالی ناگوار،معمولا نا مشخص و اختصاصی تر از موضوع ترساست (بال ترجمه ی مسدد،۱۳۷۹).

از نظر سولیوان[۱] (۱۹۷۴)اضطراب انعکاسی از تنش درونی است ؛در حالی که ترس سازو کاری است که بر پایه ی رویارویی با خطرات واقع بینانه تر خارجی به کار می رود(بال ترجمه ی مسدد،۱۳۷۹).

از نظر آدلر۲(۱۹۲۹، به نقل از آزاد،۱۳۷۶)اضطراب در رویارویی شخص با خود و دیگران؛در ارتباط با احساس حقارت و نحوه جبران آن مطرح می شود.

هورنای۳(۱۹۴۸)اضطراب ناشی از تجارب گذشته و نحوه ی ارضای نیازهای شخصی و فرمهای تشخیصی افراد را،مطرح می کند.اریکسون۴ (۱۹۶۳) با اتکا روی آموزش اعتماد و محبت و احساس امنیت در دوران کودکی اضطراب را روشن کرده و معتقد است که کودکانی که از ابتدا امنیت را تجربه نکرده اند در مقابل دیگران با اضطراب و نا امنی روبرو می شوند(به نقل از آزاد، ۱۳۷۶).

 نظریه های اضطراب

نظریه روان  تحلیل  گری

فروید[۲] (۱۹۲۳)معتقد است که اضطراب هشدار و تهدیدی است علیه «خود» که از فشار یک تمایل یا خواسته غیر منطقی ناشی می شود و در صدد وارد شدن به حیطه آگاهی ،جهت تخلیه بار هیجانی می باشد.این فشار از طرف ناخوداگاه خود را به استفاده کردن از جهت مقابله با سائق های نامعقول وادار می نماید(دادستان،۱۳۷۱).

نظریه رفتار گرا

اضطراب را واکنشی می داند که بر اساس قوانین یادگیری،قابل توجیه است.مشکلات رفتاری به منزله ی الگوهایی از پاسخ نامناسب نگریسته می شوند که احتمالا با شرایط محرک بیزار کننده،آموخته می شوند؛ و به علت این که در زمینه کمک به فرد برای اجتناب از پیامدهای نامطلوبکارایی دارند؛ حفظ می شوند.بر اساس این دیدگاه،بسیاری از حالات غیر روانی،پاسخ های شرطی هستند که به نحوی تقویت می شوند و ادامه می یابند(پور افکاری،۱۳۶۸).

نظریه شناختی

جهت دانلود متن کامل مقاله اضطراب ریاضی و راهبردهای روش تدریس حل مسأله کلیک نمایید

 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله اضطراب ریاضی و راهبردهای روش تدریس حل مسأله، تحقیق اضطراب ریاضی و راهبردهای روش تدریس حل مسأله، مقاله در مورد اضطراب ریاضی و راهبردهای روش تدریس حل مسأله، تحقیق در مورد اضطراب ریاضی و راهبردهای روش تدریس حل مسأله، پیشینه اضطراب ریاضی و راهبردهای روش تدریس حل مسأله،
لینک های مرتبط :


جمعه 2 تیر 1396 :: نویسنده : نگار م

مقاله ادراک و مهارت های ادراکی  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد ادراک و مهارت های ادراکی  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


آموزش و پرورش پیش دبستانی

آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان ، به عنوان درون دادی حساس هم از نظر رشد کلی یک فرد و هم از نظر تأثیر در پذیرش و نگهداری کودکان در سطح ابتدایی ، مورد تأکید فراوان قرار گرفته است . محققان نیز نشان داده اند که آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان ، چنانچه از نظر رویکردی[۱] ، کودک- محور باشد و متوجه نیازهای همه جانبه او گردد ، تأثیر بیشتری خواهد داشت (کول ؛ ترجمه مفیدی،۱۳۸۷).

مفهوم آموزش و پرورش پیش دبستانی معمولاً به تجارب کودکان در مهدکودک ها ، کودکستان ها و دوره های آمادگی اشاره می کند . در کشور ما ، آموزش کودکان در این دوره سنی که تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور و آموزش و پرورش می باشد به صورت زیر تعریف گردیده است :

«مهدهای کودک به مراکزی اطلاق می شود که برای نگهداری ، مراقبت و آموزش و پرورش قبل از دبستان کودکان سالم از ۳ ماهگی تا پایان ۵ سالگی در ۳ بخش : شیرخوار(۳ ماهه تا ۱۸ ماهگی) نوپا (۵/۱ تا ۵/۳ سالگی) و نوباوه (۳ سال تا پایان ۵ سالگی) تشکیل و اداره می شود» .

امروزه ، با توجه به مفهوم تعلیم و تربیت ز گهواره تا گور ، بحث آموزش و پرورش در دوارن اولیه کودکی گسترش کمی و کیفی یافته است و آموزش و پرورش پیش از دبستان عبارت است از آموزشی که از زمان تولد آغاز و تا شروع اولین سال های دبستان یعنی در پایان شش سالگی ادامه می یابد (مفیدی ، ۱۳۷۲).

علاوه بر موارد ذکر شده در بالا آموزش و پرورش در دوران اولیه کودکی ، برنامه ای است برای کودکان ۳ تا ۶ ساله که در دوره پیش از دبستان هستند . این برنامه ، برنامه ای کودک – محور است که از رویکرد بازی و فعالیت پیروی می کند و بر رشد کلی و همه جانبه کودک متمرکز است . این برنامه ، برنامه ای است که محیط بازی محرکی را برای رشد هوشی ، کلامی ، اجتماعی ، عاطفی و جسمی کودک فراهم می آورد (کول؛ ترجمه مفیدی ، ۱۳۸۷) .

اهمیت و ضرورت آموزش و پروش پیش از دبستان

بسیاری از روان شناسان و دانشمندان تعلیم و تربیت بر این باورند که سال های آغازین زندگی کودک یکی از مهمترین دوره های رشد او می باشد . بیشتر آنچه که در این دوارن رخ می دهد به طور اساسی ، بر رشد بعدی کودک اثرگذار است . در واقع تشخیص اهمیت آموزش پیش دبستانی برای ایجاد بهزیستی کودکان به طور فزاینده ای در طول چند دهه گذشته مورد تأکید قرار گرفت . از آنجا که اساس شخصیت فرد در دوره پیش دبستانی شکل می گیرد ارائه آموزش های اثربخش در این دوران برای رشد بعدی کودک از اهمیت حیاتی برخوردار است . اکثر مطالعات و پژوهش ها نشان می دهند که محیط خانواده پاسخگوی رشد اجتماعی کودک بعد از سن چهار سالگی نمی باشد و کودکان در این سن ، نیاز به شرکت در فعالیت های اجتماعی بیشتری دارند و حضور آنها در محیط های پیش دبستانی این امکان را به آنها می دهد که با کودکان همسن و سال خود ارتباط برقرار کرده و از این طریق به تدریج مهارت های اجتماعی لازم را برای برقراری روابط اجتماعی بهینه بدست آورند . از طرف دیگر ، کودک برای استفاده از آموزش های دورۀ ابتدایی نیاز به یک انضباط فکری دارد که معمولاً خانواده ها قادر به فراهم ساختن این انضباط نمی باشند ، در دوره پیش دبستان ، مربیان از طریق فعالیت های مختلف مثل بازی و کاردستی به تدریج نظم و انضباط ذهنی لازم را در کودکان ایجاد می کنند . مرحلۀ آموزش پیش دبستانی هم چنین می تواند به متخصصان سنجش استعدادها و توانایی های تحصیلی کودکان اجازه دهد که به موقع توانایی ها و ناتوانایی های ذهنی و میزان آمادگی کودکان را برای حضور در آموزش های دبستانی مورد سنجش دقیق قرار دهند و کودکانی که از این بابت نیازمند آموزش های جبرانی می باشند را شناسایی کرده و این آموزش ها را به آنها ارائه دهند . از موارد دیگر اهمیت و ضرورت آموزش پیش دبستانی ، پرورش حواس پنجگانه کودک در این مرحله می باشد (طالب زاده نوبریان ، ۱۳۸۴) .

جهت دانلود متن کامل مقاله ادراک و مهارت های ادراکی کلیک نمایید

 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله ادراک و مهارت های ادراکی، تحقیق ادراک و مهارت های ادراکی، مقاله در مورد ادراک و مهارت های ادراکی، تحقیق در مورد ادراک و مهارت های ادراکی، پیشینه ادراک و مهارت های ادراکی،
لینک های مرتبط :


جمعه 2 تیر 1396 :: نویسنده : نگار م

مقاله  اختلال درخودماندگی یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد  اختلال درخودماندگی  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.

 

اتیسم

اتیسم از ریشه یونانی، اتوس[۱]به معنای خود یا درخود گرفته شده است(وینگ[۲]،۱۹۸۹). اتیسم از سوی انجمن روان پزشکی امریکا به عنوان یک اختلال رشدی عمیق دسته بندی شده است و سه ویژگی اصلی دارد که همگی باید قبل از سه سالگی در کودک ظاهر شوند که عبارتند از:

۱-آسیب کیفی در عملکرد متقابل اجتماعی

۲- آسیب در ارتباط و فعالیت های ذهنی

۳- محدودیت های فوق العاده در زمینه ی علایق و فعالیت ها

اختلال درخودماندگی در سنین پیش دبستانی یعنی هنگامی که آسیب های زبان و شناخت قابل شناسایی هستند تشخیص داده می شوند. نشانه های درخودماندگی را می­توان در ۲ سال اول زندگی مشاهده کرد(استون[۳]، ۱۹۹۷).

۲-۱-۱- ویژگی­های اصلی اختلال درخودماندگی

با وجود دامنه­ی وسیع نشانه­های درخودماندگی، تقریبا سه نشانه نقص در مهارت­های اجتماعی، نقایص زبانی و رفتارهای کلیشه­ای و یک نواخت مورد تاکید است( اکوسلیا، ۱۹۹۹؛ ترجمه کاکاوند، ۱۳۸۸)

۲-۲- مهارت­های اجتماعی:

مهارت­های اجتماعی مهارت­هایی هستند که به افراد اجازه می­دهند تا تعاملات مثبتی را با دیگران شروع کرده و ادامه دهند و شامل مهارت­هایی مانند برقراری ارتباط، حل مساله، تصمیم گیری، خودمدیریتی و روابط با همسالان می­باشد(دفن بیکر[۴]،۲۰۰۰)

مهارت­های اجتماعی بر رفتارهای فراگیرفته مطلوبی اشاره دارد که فرد را قادر می­سازد با دیگران رابطه مناسبی داشته و از واکنش­های نامعقول اجتماعی خودداری کند. مهارت­های اجتماعی طیف گسترده­ای از رفتارها از قبیل توانایی شروع ارتباط موثر و منتسب با دیگران، ارائه پاسخ­های مفید و شایسته، تمایل به رفتارهای سخاوتمندانه، همدلانه و یاریگرانه، پرهیز تمسخر، قلدری و زورگویی به دیگران را شامل می­شود(کامپز و کای[۵]، ۲۰۰۲ به نقل از گلزاری، ۱۳۸۹). این مهارت­ها مجموعه رفتارهای آموخته شده­ای است که فرد را قادر می­سازد با دیگران رابطه­ی اثر بخش داشته باشندو همکاری، مشارکت با دیگران، کمک کردن، آغازگر رابطه بودن، تقاضای کمک کردن، تعریف و تمجید از  دیگران و قدردانی کردن مثال­هایی از این نوع رفتار است( گرشام و الیوت[۶]، ۱۹۹۹؛ به نقل از بیابانگرد، ۱۳۸۴).

شناخت­ مهارت­های اجتماعی فرآیندی است که کودکان و نوجوانان را قادر می­سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند. رفتار خود را کنترل نمایند و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم کند. این مهارت­ها مجموعه­ای از رفتارهای اکتسابی هستند که از طریق مشاهد، الگودهی، تمرین و بازخورد آموخته می­شوند ودر برگیرنده رفتارهای کلامی و غیرکلامی هستند و بیشتر جنبه تعاملی دارند(کارتلج و میلبرن[۷]، ترجمه نظری نژاد، ۱۳۶۹).

در تعریفی دیگر مهارت­های اجتماعی اغلب به عنوان مجموعه­ی پیچیده­ای از مهارت­ها در نظر گرفته شده است که شامل ارتباط، حل مساله، تصمیم­گیری، جرات­ورزی، تعاملات با همسالان و گروه و خودمدیریتی می­شود(گرشام و الیوت،۱۹۹۰؛ به نقل از فریمن،۲۰۰۳ ).

در کودکان درخودمانده مهارت های اجتماعی و ارتباطی و مراقبت از خود معمولا با افزایش سن سیر صعودی را طی می کند ولی درمقایسه با کودکان بهنجار همواره تاخیر وجود دارد. گاهی ممکن است این پیشرفت تا بزرگسالی ادامه یابد و با رفتارهای پرخاشگرانه، اضطراب و افسردگی همراه شود. تعداد محدودی از کودکان دارای اختلال درخودماندگی می توانند زندگی مستقلی داشته باشند(نلسون و ایزراییل[۸]، ۲۰۰۰).

 ۲-۲-۱- انواع مهارت­های اجتماعی

مهارت­های اجتماعی به شیوه­های گوناگونی دسته­بندی می­شود که یکی از این دسته­بندی­ها به شرح زیراست:

۱)مهارت­های روابط با همسالان

۲) مهارت­های خودمدیریتی

۳) مهارت­های تحصیلی

۴) مهارت­های ارتباطی

۵) مهارت­های جرات ورزی( کامپز و کای، ۲۰۰۲؛ به نقل از جلیلی آبکار، ۱۳۸۹)

مهارت­های روابط با همسالان شامل تعریف و تمجید از دیگران، کمک کردن، بازی و تعامل با همسالان و مکالمه با همسالان می­باشد. بعد مهارت­های خودمدیریتی شامل کنترل خود، پیروی از قوانین، انتقادپذیری و مشارکت در امور مختلف بر طبق توانایی­ها می­باشد. بعد مهارت­های تحصیلی مانند انجام تکالیف و پیروی از دستورات معلم می­باشد. بعد مهارت­های اطاعت و پیروی شامل اطاعت از دستورات، پاسخ­دهی مناسب به قواعد و قوانین می­باشد. بعد مهارت­های جرات­ورزی شامل دعوت از دیگران برای برقراری ارتباط و اعتماد به نفس و معرفی خود در جمع دوستان(کامپز و کای، ۲۰۰۲ به نقل از جلیلی آبکار، ۱۳۸۹).

۲-۲-۲- نقص مهارت­های اجتماعی:

جهت دانلود متن کامل مقاله  اختلال درخودماندگی کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله اختلال درخودماندگی، تحقیق اختلال درخودماندگی، مقاله در مورد اختلال درخودماندگی، تحقیق در مورد اختلال درخودماندگی، پیشینه اختلال درخودماندگی،
لینک های مرتبط :


جمعه 2 تیر 1396 :: نویسنده : نگار م

مقاله آموزش علوم تجربی یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد آموزش علوم تجربی  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.

 

مقدمه

فراگیری علوم تجربی به کودکان کمک می کند تا روش های شناخت دنیای اطراف  خود را بهبود ببخشند. برای این منظور آنها باید مفاهیمی کسب کنند که به آنها کمک کند تا تجارب خود را با یکدیگر مرتبط سازند. آنها باید روش های کسب اطّلاعات، سازمان دهی، کاربرد و آزمایش کردن را بیاموزند. این فعّالیت ها توانایی آنها را در درک دنیای اطراف تقویت می کند و آنان را برای تصمیم گیری های هوشمندانه و حل مسائل زندگیشان یاری می کند. امروزه آموختن علوم تجربی همچون سواد آموزی و حساب کردن امری اساسی و ضروری است که با زندگی روزمره ما در ارتباط است و با پیشرفت تکنولوژی اهمیت آن بیشتر شده است. به عبارت دیگر آموزش علوم بیشتر به آموزش راه یادگیری می پردازد که آگاهی از آن برای هر کودکی لازم است، چرا که او در دنیایی زندگی می کند که سریعا در حال تغییر است و وی باید قادر باشد خود را دائم با آن تغییرات هماهنگ سازد.

۱-۲ پیشینه نظری

آموزش و پرورش به طور مداوم نظرات و تفکّرات را می سازد. تغییرات سریع و آگاهی ویژگی متمایز انسان است. این ویژگی به فرایند آموزش و پرورش، به تدریس و یادگیری در حین ساخت و بازسازی افکار به احساسات، فرایندی شگفت انگیز و در حال تغییر می بخشد. شاگردان با مغزی انباشته از تجارب از جمله طرح های پیچیده ی رفتاری که مورد استفاده آنها در حین بزرگتر شدن است، وارد مدرسه می شوند و تغییر شکل کلمات و همه ی آنچه که برایشان معنا یافته را در خواندن و نوشتن تجربه می کنند. برای اینکه بدانیم در مغز آنها چه نوع یادگیری حاصل شده و چه نوع آمادگی برای یادگیری وجود دارد، لازم است به درون ذهن شاگردان دقیق بشویم. ولی معلمان نمی توانند به درون اذهان بخزند و در آن جست و جو کنند. بنابراین مجبوریم آنچه را که در درون اذهان می گذرد از طریق آنچه که می توانیم بشنویم یا ببینیم استنباط کنیم. بنیان روابط مداوم ما با شاگردان حدس های آموزش یافته و آموخته شده است و با آن تلاش می کنیم تصاویری از افکار شاگردان در مغزشان را دریابیم (جویس و همکاران، ۱۳۸۸، ص ۳۲).

آنچه که در آموزش و پرورش اهمیت زیادی دارد آموزش دانش آموزان است. آموزش به مجموعه فعّالیت هایی گفته می شود که به یادگیری منجر می شود. این فعّالیت ها به وسیله معلم و دانش آموز توأما انجام می شود، ولی در تجزیه  وتحلیل نهایی، یادگیری که نتیجه آموزش است به وسیله یادگیرنده صورت می پذیرد؛ در واقع معلم، روش یادگیری را آموزش می دهد نه صرفا موضوع درسی را. موفقیت در امر آموزش به عواملی چون معلم، وسایل آموزشی و یادگیرنده و تعامل آنها با یکدیگر مربوط است (کدیور،۱۳۸۷، صص ۹-۱۰).

پس هدف از آموزش ایجاد یادگیری در فراگیران است. بنابراین یادگیری و جریان آن، یکی از ارکان اصلی برنامه تربیتی به شمار می آید. یادگیری اساس رفتار افراد را تشکیل می دهد. فرد از طریق یادگیری با محیط خود آشنا می شود، گاه در مقابل محیط ایستادگی می کند، گاه از محیط برای تأمین نیازهای خود بهره می گیرد، گاه محیط را تحت تسلط و فرمان خود در می آورد و زمانی با آن سازگار می شود. بنابراین توجه به اصول یادگیری در فعّالیت های تربیتی شرط اساسی موفقیت هر مربی است. یادگیری با عمل تدریس اتفاق می افتد. عمل تدریس سلسله فعّالیت های مرتب، منظم، هدف دار و از پیش طراحی شده است. فعّالیتی که هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری است. فعّالیتی که به صورت تعامل و رفتار متقابل بین معلم و فراگیر جریان دارد یعنی ویژگی ها و رفتار معلم در فعّالیت ها و اعمال شاگردان تأثیر می گذارد وبالعکس از ویژگی ها و رفتارهای آنان متأثر می شود. به عبارت دیگر، تدریس عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم و شاگرد، بر اساس طراحی منظم و هدفدار معلم برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد (بدری گرگری، ۱۳۹۰).

۱-۳ چهار ویژگی خاص تدریس عبارت است از:

جهت دانلود متن کامل مقاله آموزش علوم تجربی کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله آموزش علوم تجربی، تحقیق آموزش علوم تجربی، مقاله در مورد آموزش علوم تجربی، تحقیق در مورد آموزش علوم تجربی، پیشینه آموزش علوم تجربی،
لینک های مرتبط :


مقاله تماس چشمی و پردازش چهره و پردازش هیجانی در کودکان درخودمانده  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد تماس چشمی و پردازش چهره و پردازش هیجانی در کودکان درخودمانده  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


مقدمه

درخودماندگی اختلالی است که با آسیبهایی در رفتار اجتماعی و ارتباطی ، رفتارها و علایق محدود و تکراری مشخص می شود . اگرچه تنوع زیادی در نشانه ها و عملکرد هوشی در میان افراد درخودمانده تشخیص داده شده است ولی تمام این افراد مشکلاتی در تعامل اجتماعی همچون : استفاده از تماس چشمی ، شرکت در تعاملات متقابل و پاسخ دادن به احساسات و هیجانات دیگران را دارند . آسیب های اساسی همانند فقدان توجه به دیگران و نقص در نام گذاری افراد اغلب در سال اول زندگی و آسیب های آشکار در تعامل اجتماعی ، تماس چشمی، توجه مشترک، تقلید، پاسخ به هیجانات دیگران و پردازش چهره در ۲ تا ۳ سالگی نمایان می شوند(داوسن[۱] ، وب[۲] و پارتلند[۳]،۲۰۰۵).

این اختلال مشهورترین اختلال در بین اختلال های فراگیر رشد است. بر اساس راهنمای تشخیص و آماری اختلال های روانی( ویرایش چهارم-تجدید نظرشده)[۴] نابهنجاری هایقابل توجه در ارتباط، تخریب کیفی درتعامل اجتماعی و محدودیت چشمگیر فعالیت ها و علایق از مشخصه های اصلی این اختلال است(ماتسون[۵] ، لووالو[۶]،۲۰۰۹).متوسط شیوع این اختلال ۲۲ مورد در هر ۱۰۰۰۰ نفر است و میزان شیوع آن در پسران ۴ تا ۵ برابر دختران می باشد(ساراسینو[۷]،نوزورسی[۸]، استیمن[۹]، رسینگر[۱۰]،فومبن[۱۱]۲۰۱۰).

در حیطه رشد اجتماعی کودکان درخودمانده، محدودیت ها و نقایص عمده ای نظیر فقدان ارتباط چشمی دو جانبه، محدودیت لبخند اجتماعی، علاقه و گرایش محدود به چهره انسانها، نا خوشایندی نسبت به برقراری تماس بدنی، پیگیری چشمی اندک نسبت به اطرافیان، محدودیت در درک دیدگاه دیگران، ناکامی در به اشتراک گذاشتن لذت و نقص و محدودیت در بازی مشارکتی وجوددارد(پرلوک[۱۲]،پرندویل[۱۳]،یوین[۱۴]،۲۰۰۶).

درخودماندگی، مجموعه سندرم های رشدی – عصبی با ریشه های نیرومند ارثی و چند ژنی است که احتمال وقوع آن در خانواده دارای کودک درخودمانده خیلی زیاد است(بارون کوهن[۱۵]، ویل رایت[۱۶]،۲۰۰۴).

سه نظریه روان شناختی عمده وجود دارد که هر یک بخشی از ابعاد درخودماندگی را تبیین نموده اند. این نظریه های روان شناختی پیشنهاد می کنند که افراد مبتلا به درخودماندگی در سه حیطه عمده شناختی نظریه ذهن[۱۷]، کنش های اجرایی[۱۸] و انسجام مرکزی[۱۹] مشکلات فراوان دارند(پلیکانو[۲۰]،۲۰۱۰).

با توجه به آسیب های زیادی که در افراد درخودمانده مشاهده می شود، نا بهنجاری های تماس چشمی در اولین گزارش های مربوط به این اختلال بیان شده است، این افراد دامنه ای از مشکلات پردازش تماس چشمی را نشان می دهند که اگر این نابهنجاری های تماس چشمی از اوایل زندگی وجود داشته باشند، احتمالا پیامد های رشدی عمده ای را در روابط اجتماعی افراد درخودمانده خواهد داشت(گریس[۲۱]،۲۰۰۵). چراکه پژوهش های انجام شده نشان می دهد که تماس چشمی باعث فراهم آوردن اطلاعات،ایجاد روابط منظم و تسهیل اهداف کار می شود که در مورد کودکان درخودمانده صدق نمی کند(ویسر[۲۲]،پاولی[۲۳]،آلپرس[۲۴] و میوهل برجر[۲۵]،۲۰۰۹ به نقل از رامشینی ۱۳۹۰).

تماس چشمی و پردازش چهره[۲۶]

توانایی تشخیص و پردازش چهره در ۶ ماه اول زندگی پدیدار می شود و به دلیل اینکه که چهره ها اطلاعات مهم غیرکلامی را برای ارتباط و بقا فراهم می کنند از اهمیت ویژه ای در رشد نوزادان برخوردار هستند. به همیندلیل ارتباط یک عامل مهم هنگام کار با کودکان درخودمانده است چرا که یک سوم تا نیمی از این کودکان رشد گفتار طبیعی که بتوانند نیازهای ارتباطی شان را برآورده کنند را دارا نمی باشند،این کودکان به دلیل فقدان تعامل اجتماعی مناسب همواره مشکلاتی را در اجتماعی شدن دارند. به همین دلیل سبک ارتباطی این کودکان معمولا یک سویه است، آنها ارتباط برقرار می کنند تا نیازهای خود را ابراز کنند و به ندرت سخن می گویند تا در افکار،تجربه ها و احساسات دیگران سهیم شوند. به طور کلی کودکان درخودمانده رابطه متقابل که ویژگی بیشتر گفتگو ها و تعاملات اجتماعی است را نشان نمی دهند(لیانیز و همکاران،۲۰۱۰).

چهره ها در ایجاد و تداوم روابط اجتماعی به مثابه یک کلید طلایی هستند، به همین دلیل است که تشخیص و شناخت چهره برای موفقیت در روابط میان فردی حیاتی و مهم است، برای کودکان درخودمانده تجربه کردن چهره ها خیلی نادر است که همین امر می تواند علت اجتناب از نواحی چشم ها و عدم رشد صحیح پردازش چهره در این کودکان باشد(بتی[۲۷]، میوکس[۲۸]، ویتمیر[۲۹]، راگ[۳۰]، تیلور[۳۱]،۲۰۱۱).

جهت دانلود متن کامل مقاله  تماس چشمی و پردازش چهره و پردازش هیجانی در کودکان درخودمانده کلیک نمایید.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله مقاله هیجان، تحقیق هیجان، مقاله در مورد هیجان، تحقیق در مورد هیجان، پیشینه هیجان، تحقیق مقاله هیجان، مقاله در مورد مقاله هیجان،
لینک های مرتبط :


مقاله سلامت روانی و باورهای غیر منطقی و مدل های هوش هیجانی  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد سلامت روانی و باورهای غیر منطقی و مدل های هوش هیجانی  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


مقدمه

ریشه لغوی واژه انگلیسی «health» در واژه های«haelth»،«haelp» به معنی کل و (heal) «haelen» انگلیسی قدیم و کلمه آلمانی قدیم«heilen»و«heilida» به معنی کل قرار دارد.

گراهام[۱](۱۹۹۲) این ریشه لغوی را با کلمات انگلیسی «halig» و آلمانی قدیم «heilig» که به معنی مقدس است ارتباط داده است. بنابراین از نظر ریشه شناسی لغوی سالم بودن به معنی کلیت داشتن یا مقدس بودن است بدین ترتیب شامل ویژگی‌های معنوی و فیزیکی است. از نظر سارتریوس سلامتی غیرقابل رویت است. و مستلزم تظاهر کارکرد بخش­های مستقل روانی جسمی و اجتماعی است. مانی این رویکردهای کل نگر در مورد سلامتی را به کل جهان گسترش می دهد و سلامتی بشر را از سلامتی سیاره زمین جدایی ناپذیر می داند. تودور[۲](۱۹۹۶) سلامتی روان را به شرح زیر تعریف می کند. سلامت روان شامل: توانایی زندگی کردن همراه با شادی، بهره وری و بدون وجود دردسر است. سلامت روان مفهوم انتزاعی و ارزیابی نسبی گری از روابط انسان با خود، جامعه و ارزش هایش است و نمی توان آنرا جدای از سایر پدیده های چند عاملی فهمید که فرد را به موازاتی که در جامعه به عمل می پردازد، می سازند. سلامت روان، شیوه سازگاری آدمی با دنیاست، انسان هایی که موثر، شاد و راضی هستند و حالت یکنواختی خلقی، رفتار ملاحظه گرانه و گرایش شاد را حفظ می کنند. سلامت روان عنوان و برچسبی است که دیدگاه ها و موضوعات مختلف  مانند: عدم وجود علایم احساسات مرتبط با بهزیستی اخلاقی و معنوی و مانند آنرا در بر می گیرد. برای ارائه یک تئوری در مورد سلامت روان، موفقیت برون روانی کافی نیست باید سلامت درونی روانی را به حساب آوریم. سلامت روان ظرفیت رشد و نمو شخصی می باشد. و یک موضوع مربوط به پختگی است. سلامت روان یعنی هماهنگی بین ارزش­ها، علایق­ها و نگرش­ها در حوزه عمل افراد و در نتیجه برنامه ریزی واقع بینانه برای زندگی و تحقق هدفمند مفاهیم زندگی است.سلامت روان، سلامت جسم نیست بلکه به دیدگاه و سطح روانشناختی ارتباطات فرد، محیط اشاره دارد. بخش مرکزی سلامت، سلامت روان است زیرا تمامی تعاملات مربوط به سلامتی به وسیله روان انجام می شود. سلامت روان ظرفیت کامل زندگی کردن به شیوهای است که ما را قادر به درک ظرفیتهای طبیعی خود می کند و به جای جدا کردن ما از سایر انسانهایی که دنیای ما را می­سازند ،نوعی وحدت بین ما ودیگران بوجود می­آورد. سلامت روان، توانایی عشق ورزیدن و خلق کردن است، نوعی حس هویت بر تجربه خود به عنوان موضوع و عامل قدرت فرد ،که همراه است  با درک واقعیت درون وبیرون ازخود و رشد واقع بینی واستدلال.

۲-۲-  سلامت روان و تعریف آن

پیش از پرداختن به تعریف سلامتی روانی لازم است به یک نکته اشاره نماییم. سه واژه­ی « بهداشت روانی» و «سلامت روانی» و « بهزیستی روانی[۳]» گرچه دارای معانی متفاوتی هستند، ولی در مواردی بجای یکدیگر به کار می روند(هرشن سن و پاور [۴] ۱۹۸۸،ترجمه منشی طوسی،۱۳۷۴).

کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را این طور تعریف می کنند: « سلامت فکر عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب»( میلانی فر،۱۳۷۶).

بهداشت روانی یک زمینه تخصصی در محدوده ی روانپزشکی است و هدف آن ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلاء به بیماریهای روانی، کنترل عوامل موثر در بروز بیماریهای روانی، تشخیص زودرس بیماریهای روانی، پیشگیری از عوارض ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم برای برقراری روابط صحیح انسانی است. پس بهداشت روانی علمی است برای بهزیستی، رفاه اجتماعی و سازش منطقی با پیش­آمدهای زندگی(میلانی فر،۱۳۷۶).

سلامت روانی را می توان براساس تعریف کلی و وسیع تر تندرستی تعریف کرد. طی قرن گذشته ادراک ما از تندرستی به طور گسترده ای تغییر یافته است. عمر طولانی تر از متوسط، نجات زندگی انسان از ابتلاء به بیماریهای مهلک با کشف آنتی بیوتیک­ها و پیشرفت­های علمی و تکنیکی در تشخیص و درمان، مفهوم کنونی تندرستی را به دست داده که نه تنها بیانگر نبود بیماری است. بلکه توان دستیابی به سطح بالای تندرستی را نیز معنی می دهد. چنین مفهومی نیازمند تعادل در تمام ابعاد زندگی فرد از نظر جسمانی، عقلانی، اجتماعی، شغلی و معنوی است. این ابعاد در رابطه متقابل با یکدیگرند، به طوری که هر فرد از دیگران و از محیط تاثیر می گیرد و بر آنها تاثیر می گذارد. بنابراین سلامت روانی نه تنها نبود بیماری روانی است، بلکه به سطحی از عملکرد اشاره می کند که فرد با خود وسبک زندگی اش آسوده و بدون مشکل باشد. در واقع، تصور بر این است که فرد باید بر زندگی اش کنترل داشته باشد و فقط در چنین حالتی است که می توان آن قسمت هایی را که در باره ی خود یا زندگی اش مساله ساز است تغییر دهد(هرشن سن و پاور،۱۹۸۸، ترجمه منشی طوسی،۱۳۷۴ ).

یهودا ( ۱۹۵۹، به نقل از منشی طوسی،۱۳۷۴ ) مواردی را برای تعریف سلامت روانی ارائه کرد:

الف) نگرش مثبت به خود                                         ب) میزان رشد، تحول و خودشکوفایی

ج) عملکرد روانی یکپارچه                                     د) خود مختاری یا استقلال شخصی

ه) درک صحیح از واقعیت                                 و) تسلط بر محیط

دیگران نیز موارد دیگری را ارائه دادند ولی از نظر اسمیت[۵] ( ۱۹۶۱، به نقل از منشی طوسی، ۱۳۷۴ ) همه­ی این موارد، مفاهیم اصلی یکسان را در برداشتند. بنابراین وی پیشنهاد کرد به جای شمردن اینگونه موارد بهتر است ابعاد بهداشت روانی بر اساس اصول زیر انتخاب شود:

الف) نشان دادن ارزش های مثبت بشری        ب) داشتن قابلیت اندازه گیری و تشخیص

ج) داشتن ارتباط با نظریه های شخصیت    د) مرتبط بودن با بافت های اجتماعی که برای آن تعریف و مشخص شده اند.

به این ترتیب، متخصصان بعدی کارشان را روی مفاهیمی کلی از قبیل بهنجار بودن یا بهزیستی متمرکز کردند. امروزه مفهوم مقابله[۶] به منزله ملاک سلامت روانی به نوشته های رشته های تخصصی گوناگون بهداشت روانی راه یافته است(هرشن سن و پاور،۱۹۸۸، ترجمه منشی طوسی، ۱۳۷۴). بعضی از محققان معتقدند سلامت روانی حالتی از بهزیستی و وجود این احساس در فرد است که می تواند با جامعه کنار بیاید. سلامت روانی به معنای احساس رضایت، روان سالمتر و تطابق اجتماعی با موازین مورد قبول هر جامعه است(کاپلان و سادوک،  ۱۹۹۹، ترجمه پور افکاری ،۱۳۷۶).

سازمان بهداشت جهانی، سلامت روانی را قابلیت ایجاد ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، توانایی در تغییر و اصلاح محیط اجتماعی، و حل مناسب و منطقی تضادهای غریزی و تمایلات شخصی، به طوری که فرد بتواند از مجموعه تضادها ترکیبی متعادل به وجود آورد، می داند. طبق تعریفی که این سازمان ارائه می دهد، وظیفه اصلی بهداشت روانی، تامین سلامت روان است تا به مدد آن بتواند قوا و استعدادهای روانی را پرورش دهد. در واقع، بهداشت روانی مبتنی بر سه پایه است:


جهت دانلود متن کامل مقاله سلامت روانی و باورهای غیر منطقی و مدل های هوش هیجانی کلیک نمایید

 





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله سلامت روانی و باورهای غیر منطقی و مدل های هوش هیجانی، تحقیق سلامت روانی و باورهای غیر منطقی و مدل های هوش هیجانی، مقاله در مورد سلامت روانی و باورهای غیر منطقی و مدل های هوش هیجانی، تحقیق در مورد سلامت روانی و باورهای غیر منطقی و مدل های هوش هیجانی، پیشینه سلامت روانی و باورهای غیر منطقی و مدل های هوش هیجانی،
لینک های مرتبط :


عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی و روش تدریس  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی و روش تدریس می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.

 

مقدمه:

در این مقاله ابتدا به تعاریف و بررسی مبانی نظری هوش معنوی،سلامت روان  و عملکرد تحصیلی پرداخته می شود و سپس به بررسی تحقیقاتی که داخل یا خارج از کشور پرداخته می شود و در نهایت یک جمع بندی از مقاله ارائه می شود.

عملکرد تحصیلی

انگیزه:

اصطلاح انگیزه به معنی حرکت دادن مشتق شده است. انگیزه، چیزی است که ما را به جنبش و حرکت وادار و کمک می کند تا تکالیف خود را کامل کنیم. انگیزه فرایندی است که طی آن فعّالیّت هدف محور برانگیخته و حفظ می شود. انگیزه، یک فرایند است نه یک فراورده. ما نمی توانیم انگیزه را مستقیماً مشاهده کنیم؛ امّا می توانیم آن را از رفتارهایی مانند انتخاب تکالیف، تلاش، استقامت و گفتار، استنباط کنیم. انگیزه، هدفمند است و نیازمند فعالیّت جسمانی یا ذهنی است؛ و همچنین انگیزه، رفتار را حفظ میکند، مفهوم انگیزه یا برانگیختگی به حالات و شرایطی در فرد یا گروه اطلاق می شود که: رفتار یا رفتار ها را راه می اندازند. رفتار را جهت میدهندوهدایت می کنند. رفتار را تا رسیدن به هدف نگه می دارند. بنا براین انگیزه سه ویژگی مشخص دارد واکثر تعاریف انگیزه به این سه ویژگی اشاره می کنند: جنبه ی انرژی زایی. جنبه ی جهت دهی. جنبه ی مقاومت.

بحث از انگیزه، در واقع، بحث از تعلیل یا علّت یابی رفتار آدمی است. بحث از این که چرا مردم، متفاوت عمل می کنند و حتّی چرا شخص واحد، متفاوت عمل می کند (بیرس,۲۰۰۳).

از نقطه نظر عموم مردم، تنها مسئله درباره انگیزه، مقدار آن است؛ بنابراین، انگیزه به عنوان یک ساختار واحد، از مقدار صفر تا کم، متوسط، زیاد، خیلی زیاد، نوسان دارد.

در مقابل شماری از نظریه پردازان انگیزه معتقدند که: «انگیزه» انواع مختلفی دارد. برای مثال انگیزه درونی ۶ با انگیزه بیرونی ۷ تفاوت دارد. انگیزه یاد گرفتن با انگیزه عمل کردن تفاوت دارد؛ و انگیزه گرایش به موفقیّت با انگیزه اجتناب از شکست تفاوت دارد. به عبارتی دیگر انسانها از لحاظ انگیزشی، پیچیده هستند انگیزه را به موتور (شدت) و فرمان (جهت) یک ماشین تشبیه کرده اند. لذا تحلیل انگیزشی کامل رفتار، به هردو سوال چه مقدار؟ و چه نوع؟ پاسخ می دهد.

پیش از پرداختن به انگیزه ی تحصیلی و افزایش آن لازم است به انگیزه انسان بطور کلّی توجه کنیم. نظریه پردازان و پژوهشگران در مورد انگیزه انسان به دو مقوله نظر دارند؛ انگیزه بیرونی و انگیزه درونی. در انگیزه بیرونی، یک عامل خارجی فرد را به انجام کاری خاص بر می انگیزد. برای مثال؛ کودکی اتاقش را تمیز می کند تا والدینش او را به سینما ببرند. در این مورد، کودک تمیز کردن اطاق را به خاطر خود آن انجام نداده، بلکه به خاطر دستیابی به چیز دیگری اطاقش را تمیز نموده است. انگیزه بیرونی، از مشوّق ها و پیامد های محیطی مانند غذا یا پول ناشی می شود. انگیزه بیرونی (به جای پرداختن به فعّالیّتی، برای تجربه کردن خشنودی فطری در آن) از پیامدهای فعالیّتی ناشی می شود که از خود آن فعّالیّت جدا است (بیتسیکا,۲۰۱۰).

انگیزه درونی، گرایش فطری پرداختن و تسلّط یافتن بر تمایلات، به کار بستن توانایی ها در انجام دادن تمایلات و جستجو کردن چالش های بهینه است. انگیزه درونی به طور خود انگیخته از نیازهای روانشناختی، کنجکاوی و تلاش فطری برای رشد، حاصل می شود. هنگامی انسان با انگیزه درونی کاری را به انجام می رساند، صرفاً آن را برای خود آن می خواهد و نتیجه جداگانه ای نمی طلبد (فدر,۲۰۰۷).

انگیزه درونی، با دو ادراک همراه است. بدین معنی که انسان در موقعیّت هایی که خود را دارای کفایت و کنترل  احساس کند، انگیزه درونی دارد. انگیزه درونی یک حالت روانشناختی است و هنگامی حاصل می شود که انسان خود را دارای کفایت و کنترل ادراک کند. احساس کنترل در موقعیّت های مختلف از دو بخش ناشی می شود. ۱- فرصت کنترل. ۲- توانایی کنترل.

فرصت کنترل بدین معناست که شخص اختیار برنامه ریزی وکنترل شرایط را داشته باشد؛ یعنی فرصت انتخاب وتصمیم گیری. پژوهشگران دریافتند که انگیزه و علاقه درونی دانش آموزان به تکالیف مدرسه، هنگامی افزایش می یابد که دانش آموزان حقّ انتخاب و فرصتهایی برای به دست گرفتن مسئولیّت شخصی یادگیری شان داشته باشند.

توانایی کنترل نیز اشاره به خودکارامدی ۲ فرد در کنترل موقعیّت دارد؛ یعنی شخص تا چه حدی در یک موقعیّت خاص، خود را با کفایت می داند. ساختار ادراک کفایت به ساختار خود پنداره و عزّت نفس شبیه است، ولی خود پنداره و عزّت نفس اموری کلّی هستند، امّا کفایت شخصی در مورد های خاص مصداق پیدا میکند (کرسینی,۱۹۹۷).

انگیزه ی پیشرفت:

همانگونه که ذکر شد انگیزش از نظر شدّت و جهت متفاوت است. یکی از انگیزه هایی که اخیراً بدان توجّه شده، انگیزه ی پیشرفت است. میل یا نیاز به تسلّط و برتر شدن. میل به کسب موفقیّت و تسلّط (گرد,۲۰۰۵).

نیاز به پیشرفت، میل به انجام دادن خوب کارها متناسب با معیار برتری است. این نیاز افراد را برای جستجو کردن «موفقیّت در رقابت با معیار برتری» با انگیزه می کند.

انگیزه ی پیشرفت، لزوماً چیزی مانند تکاپو برای دستیابی به موفقیّت های قابل مشاهده، مانند کسب نمرات بالا در آزمون نیست. اگرچه انگیزه ی پیشرفت، در برگیرنده ی طراحی و تلاشی برای برتری است، امّا این نگرش نسبت به پیشرفت است که دارای اهمیّت است، نه موفقیّت به خودی خود، بنابراین، ممکن است انگیزه ی پیشرفت فعالیتّهای بسیار گوناگونی را در بر بگیرد و در پیشه های گوناگونی، از رانندگی تا حسابدار یک شرکت پدیدار شود (فدر,۲۰۰۷).

انگیزه ی تحصیلی:

جهت دانلود متن کامل مقاله عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی و روش تدریس کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی و روش تدریس، تحقیق عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی و روش تدریس، مقاله در مورد عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی و روش تدریس، تحقیق در مورد عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی و روش تدریس، پیشینه عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی و روش تدریس،
لینک های مرتبط :


مقاله تاب آوری و پرخاشگری و احساس تنهایی نوجوانان  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد تاب آوری و پرخاشگری و احساس تنهایی نوجوانان می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


مقدمه

نوجوانی[۱] یکی از مراحل مهم تحول انسان به شمار می آید که با عوامل تنیدگی زای فراوانی همراه می باشد.این دوره معرف تغییر عمیقی است که کودک را از بزرگسال جدا ساخته و  دگرگونی های مختلفی در او به وجود می آورد (منصور،۱۳۷۴).

نوجوان به واسطه رشد سریع جسمی و روانی نسبت به سایر دوره ها نیازهای متفاوتی پیدا می کند.نیاز به استقلال فردی باعث می شود تا در مقابل والدین و مربیان مقاومت کند و متعاقب آن آرامش فرد بر هم بخورد.عدم آگاهی به نحوه برخورد با این تغییرات باعث بروز چالش بین خانواده و نوجوان می شود. در این دوره به علت تغییرات ساختار اجتماعی و رشد جسمانی، بین بلوغ فیزیولوژیکی و بلوغ اجتماعی ناهماهنگی ایجاد شده و باعث به وجود آمدن بسیاری از مسائل خاص دوره ی نوجوانی می شود (فیندلر[۲]، ۱۹۹۴).

نوجوانی

مرحله نوجوانی با بلوغ آغاز و با توقف رشد و تکامل عمومی پایان می یابد.هر دومرحله بلوغ و نوجوانی در یک وقت آغاز می شوند لیکن نوجوانی در حدود هشت سال طول می کشد و تنها تغییرات بلوغی در بدن را شامل نیست بلکه رشد و تکامل در استعداد های ذهنی ، امیال ، گرایش ها ،روابط شخصی ، رشد عاطفی،رغبت های شغلی و تحصیلی و توانایی ها و رشد و تکامل دینی و اخلاقی را نیز شامل می باشد( ماسن و دیگران،به نقل از پاشا شریفی،۱۳۸۱).

با این وجود،نوجوانی یکی از مراحل مهم تحول انسان به شمار می آید که با عوامل تنیدگی زای فراوانی همراه است.این دوره معرف تغییر عمیقی است که کودک را از بزرگسال جدا ساخته و  دگرگونی های مختلفی در او به وجود می آورد (منصور،۱۳۷۴).

خصوصیات رفتاری در دوره نوجوانی

بنا بر مطالعات گوناگون در زمینه روانشناختی ،دو خصوصیاتی مختص بلوغ بوده و بر حسب شرایط خارجی،به شکل های گوناگون و با شدتی بیش و کم زیاد رخ می نمایند ۱) طغیان بر علیه والدین و محیط و ۲) اثبات وجود نوجویی می باشند (احدی و محسنی،۱۳۷۶؛به نقل از ابولقاسمی،۱۳۸۶).

۱) طغیان بر علیه والدین و محیط: برای ترک کردن دوره ی کودکی و به منظور اثبات وجود خود به منزله ی یک فرد مستقل،نوجوان پیش از هر چیز شروع به طرد آنانی می کند که تا آن هنگام مورد پرستش او بودند.یعنی به خانواده و الگوهای مورد تقلید و آنانی که دوست دارد پشت پا می زند و از این طریق می خواهد استقلال خود را نشان دهد.بدین گومه که گاهی با عصیان گری و خشونت علیه عقاید ،ارزشای اخلاقی و سنن آنان قد علم می کند و گاه نیز نسبت به زیر دستان ترحم و شفقت نشان می دهد.البته این احساس برتری نسبت به والدین بیش از انکه ولقعی باشد،ظاهری و نمودار عدم امنیتی است که نوجوان در عمق خود احساس می کند.

۲) اثبات وجود نوجویی: جستجوی تازگی ،به درجات مختلف ،نزد هر نوجوانی وجود دارد و گواه نیاز وی به شکستن قالب های موجود،فاصله گرفتن از موجودی که پیش از آن بوده و از آن پس می خواهد نباشد و نیاز به فاصله گرفتن از محیط و والدین است.نوجویی و نیاز به نو شدن که دبس[۳] آن را یکی از مظاهر  اساسی بحران بلوغ می داند،به اشکال گوناگون از قبیل : شیوه لباس پوشیدن،طرز رفتار،استعمال لغات و اصطلاحات مخصوص ،خط،افکار،زبان و آرایش ظاهری بروز می کند.

 رشد فردی و اجتماعی دوران نوجوانی

برای آنکه نوجوانان بتوانند واقعا به بزرگسالان تبدیل شوند و بزرگ شدن آنان محدود به جنبه ی جسمانی نباشد،باید به تدریج بتوانند از والدین شان مستقل شوند،خود را با بلوغ جنسی سازگار نمایند و با همسالان روابط همکارانه و کاری برقرار کنند.کانجر[۴] و همکاران(۱۹۸۴) مهم ترین جنبه های رشد فردی و اجتماعی دوران نوجوانی را در قسمت های کلی استقلال و هویت می دانند.

کسب استقلال

یکی از جنبه های رشد فردی و اجتماعی ،کسب استقلال نوجوان می باشد.پیش رفتن به سوی استقلال از تکالیف اصلی نوجوانان است، به خصوص در جوامعی که بر متکی بودن به خود تاکید فراوان می شود. اگر نوجوان نتواند در حدی منطقی از والدین خود جدا شود و استقلال به دست آورد به سختی می تواند با همسالان خود روابطی معقول داشته و یا در آینده رفتار معقولانه داشته باشد و جهت گیری شغلی و احساس هویت او نیز دچار مشکلاتی خواهد شد( اریکسون،۱۹۶۸).

هویت[۵] و هویت یابی در دوره نوجوانی


جهت دانلود متن کامل مقاله تاب آوری و پرخاشگری و احساس تنهایی نوجوانان کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله تاب آوری و پرخاشگری و احساس تنهایی نوجوانان، تحقیق تاب آوری و پرخاشگری و احساس تنهایی نوجوانان، مقاله در مورد تاب آوری و پرخاشگری و احساس تنهایی نوجوانان، تحقیق در مورد تاب آوری و پرخاشگری و احساس تنهایی نوجوانان، پیشینه تاب آوری و پرخاشگری و احساس تنهایی نوجوانان،
لینک های مرتبط :


مقاله تعهد سازمانی و نظریه های مرتبط با خصوصیات شغلی و شخصیت  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد تعهد سازمانی و نظریه های مرتبط با خصوصیات شغلی و شخصیت  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


تعهد سازمانی :

تعهد سازمانی یک نگرش و یک حالت روانی است که نشان دهنده تمایل ، نیاز و الزام جهت ادامه فعالیت در یک سازمان است . دراین بین تمایل ، به معنی علاقه و خواست قلبی فرد برای ادامه خدمت در سازمان است و نیاز به این معنی است که فرد به خاطر سرمایه گذاریهایی که در سازمان انجام داده ، ناچار به ادامه خدمت در آن است . همچنین الزام عبارت از دین ، مسئولیت و تکلیفی است که فرد در برابر سازمان دارد و خود را ملزم به ماندن در آن میبیند . از دیدگاهی دیگر ، تعهد سازمانی نوعی احساس وابستگی و تعلق خاطر به سازمان است . بنابراین تعهد سازمانی یک نگرش درباره وفاداری کارمندان به سازمان است ، و یک فرایند مستمری است که از طریق آن اعضای سازمان علاقه خود را به سازمان و موفقیت و کارایی پیوسته آن نشان میدهند ( مجیدی، ۱۳۷۶ ،ص ۳۲  ) . بدیهی است تعهد سازمانی کارکنان زمانی ارزشمند خواهد بود که بر روی عملکرد سازمان تأثیر مثبت داشته و موجب ارتقاء بهره وری سازمان گردد . این مقاله شامل دو بخش می باشد. بخش اول، تعهد سازمانی است که در این بخش به تعریف تعهد سازمانی پرداخته و ابعاد آن را ذکر نموده ایم، عوامل موثر برابعاد سه گانه تعهد و انواع تعهد را عنوان کرده و به توضیح دیدگاه های نوین تعهد سازمانی پرداخته ایم. و در نهایت مفهومی جدید در تعهد سازمانی ارائه کرده ایم. بخش دوم، مدل ویژگی های شغلی است که در این بخش نظریه های مرتبط با ویژگی های شغلی را عنوان کرده، مشخصه ها یا ابعاد مختلف شغلی را به تفصیل توضیح داده ایم، سپس توان انگیزشی شغل را مورد بررسی قرار داده و همچنین اقدامات موثر جهت ارتقا ابعاد پنج گانه شغلی را عنوان کرده ایم .

ابعاد و تعاریف تعهد سازمانی :

در میان طرفداران رویکرد نگرشی، برخی از پژوهشگران به تعهد سازمانی با دید یک مفهوم چند بعدی می نگرند که عوامل مختلفی بر آن تأثیر می گذارند. می یر و همکارانش از پیشگامان رویکرد چند بعدی می باشند، مدل سه بعدی آنها از تعهد سازمانی، شامل بعد عاطفی، بعد مستمر و بعد هنجاری به عنوان سه بعد تعهد سازمانی می شود.

۱٫ تعهد عاطفی :

آلن و مییر تعهد عاطفی را به عنوان وابستگی عاطفی فرد به سازمان و تعیین هویت شدن از طریق آن می دانند. اگر تعهد سازمانی را از این طریق تعریف کنیم ، تعهد عاطفی شامل سه جنبه می شود:

صورتی از وابستگی عاطفی به سازمان

تمایل فرد برای تعیین هویت شدن از طریق سازمان

و میل به ادامه فعالیت در سازمان

آلن و میر[۱] ( ۱۹۹۰ ) معتقدند که یک فرد زمانی در خود وابستگی عاطفی نسبت به سازمان احساس خواهد کرد که اهداف سازمانی را اهداف خود بداند و متقاعد شود که سازمان را در راه رسیدن به اهدافش یاری کند. همچنین آنها شرح می دهند که تعیین هویت شدن فرد از طریق سازمان زمانی رخ می دهد که ارزش های فردی افراد با ارز شهای سازمانی سازگار بوده و فرد قادر باشد که ارزش های سازمانی را در خود درونی سازد. بدون شک در این تعیین هویت شدن از طریق سازمان یک رابطه روانشناسانه وجود دارد و فرد به خاطر تعیین هویت شدن از طریق سازمان در خود یک نوع احساس غرور می کند.

از جمله تعاریف دیگری که به این جنبه از تعهد اشاره دارند می توان به موارد زیر اشاره کرد:

–  شلدن[۲] ( ۱۹۷۱ ): تعهد سازمانی یک نگرش یا یک جهت گیری نسبت به سازمان است که هویت فرد را به سازمان مرتبط می سازد.

–  کانتر[۳] ( ۱۹۷۳ ): تمایل افراد به در اختیار گذاشتن ارزش و وفاداری خویش به نظام اجتماعی.

–  بوکانان ( ۱۹۷۴ ):[۴] تعهد سازمانی نوع وابستگی عاطفی و تعصب آمیز به ارزش ها و اهداف سازمان می باشد. وابستگی نسبت به نقش فرد در رابطه با ارزش ها و اهداف، نسبت به سازمان به خاطر خود سازمان جدای از ارز شهای ابزاری آن.

–  سالانسیک ( ۱۹۷۷ ):[۵] تعهد حالتی از شخصیت است که در آن فرد از طریق اقدامات و فعالیت هایی که انجام می دهد محدود و مقید شده و به دلیل انجام همین اقدامات این باور در فرد ایجاد می شود که باید انجام چنین فعالیت هایی را تداوم بخشید، و درگیری مؤثر خویش را در انجام آنها حفظ نماید.

–  جاروس[۶] و همکارانش ( ۱۹۹۳ ): تعهد عاطفی را می توان به صورت یک وابستگی روانشناختی به سازمان، شرح داد.

–  پورتر[۷] و همکاران( ۱۹۷۸ ): وابستگی عاطفی شاید توسط پورتر و همکاران او بهتر ارائه شده باشد.

آنها تعهد سازمانی را بعنوان درجه نسبی تعیین هویت فرد با سازمان و مشارکت و درگیری در یک سازمان خاص تعریف کرده اند. در این تعریف ؛ تعهد سازمانی سه عامل را شامل می شود:

-۱ اعتقاد به اهداف و ارزشهای سازمان

-۲ تمایل به تلاش قابل ملاحظه به خاطر سازمان

-۳ آرزو و خواست قوی و عمیق برای ادامه عضویت با سازمان.

محققین معتقدند که تعهد سازمانی با اکثر دستاوردهای سازمانی در ارتباط می باشد، می یر و

هرسکویچ[۸] ( ۲۰۰۱ ) بیان کردند که تعهد عاطفی با نتایجی از قبیل جابجایی، غیبت، عملکرد شغل و تابعیت

سازمانی در ارتباط می باشد.

۲٫ تعهد مستمر :


جهت دانلود مقاله تعهد سازمانی و نظریه های مرتبط با خصوصیات شغلی و شخصیت کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله تعهد سازمانی و نظریه های مرتبط با خصوصیات شغلی و شخصیت، تحقیق تعهد سازمانی و نظریه های مرتبط با خصوصیات شغلی و شخصیت، مقاله در مورد تعهد سازمانی و نظریه های مرتبط با خصوصیات شغلی و شخصیت، تحقیق در مورد تعهد سازمانی و نظریه های مرتبط با خصوصیات شغلی و شخصیت، پیشینه تعهد سازمانی و نظریه های مرتبط با خصوصیات شغلی و شخصیت،
لینک های مرتبط :


مقاله ادراک و حرکت و تئوری های ادراکی – حرکتی  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد ادراک و حرکت و تئوری های ادراکی – حرکتی  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


حافظه:

حافظه چیست و چه ارتباطی با فرایند یادگیری دارد ؟ همه ماحافظه را یک پدیده می بینیم و در این مورد صحبت می کنیم که حافظه ما چه قدر ضعیف است یا حافظه دیگری چه قدر خوب است . در آموزش ، حفظ کردن اطلاعات تمرینی ضعیف به حساب می آید . اگر حافظه را از این دید نگاه کنیم ، آن گاه به نظر می رسد که حافظه واقعا برای شروع نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز موضوع کوچکی است . با این وجد ، اگر فکر کنیم که زندگی بدون حافظه چه شکلی دارد آن گاه درک ما تا حدودی فرق خواهد کرد . کسانی که حافظه خود را از دست داده اند ، در اصل ، بیشتر چیزی را که به هویت آنان شکل می دهد ، از دست داده اند . آنچه مه مارا بی نظیر می کند و بالاتر از آن ، این که تعیین می کند ما چه کسی خواهیم شد ، توانایی ما برای کسب و ذخیره اطلاعات جدید است . مفاهیم ، نظرات و احساسات جدید و در نهایت رفتار ما حاصل این توانایی ماست  حافظه چیزی است که ما را قادر می سازد تا از طریق تجربه مطلب بیاموزیم ( پاتریشا ولف ، ۲۰۰۱ ).

در حقیقت ، حافظه برای بقا ضروری است . ما انسان ها بدون قدرت یادگیری ، ذخیره و یادآوری این که چگونه باید به خطرهای محیط جواب دهیم ، کجا باید بدویم یا بجنگیم و حتی چگونه بدویم یا بجنگیم ، شانس کمی برای زنده ماندن داریم . حالا که مساله این گونه روشن شد . از لحظ ظاهر ، تفاوت کمی بین حافظه و یادگیری وجود دارد و این دو آن چنان با ظرافت به هم مرتبط هستند که مطالعه یکی مطالعه دیگری نیز خواهد شد . ( پاتریشا ولف ، ۲۰۰۱ )

وقتی محرکی وارد شود ، احساس و ادراک نیز بدنبال آن صورت می گیرد . در واقع ایندو فعالیت ملازم همدیگرند . حافظه آدمی وابسته به احساس ها و داده هایی است که قبلا از طرف وی دریافت وادراک شده اند و نیز توانایی ذخیره سازی و یادآوری تجربه هایی که پیش از این ، بر اثر مداخله محرکی که در حال حاضر موجود نیست ، احساس و ادراک شده اند . حافظه همان صور ذهنی و بازخوانی آنهاست که گاهی به « منظر ذهن » نیز تعبیر می شود . پیاژه ( ۱۹۶۸ ) حافظه را پدیده ای مربوط به رشد می داند که بر روی مراحل یادگیری حرکتی و ادراک آدمی بنا می شود .

یک موسیقی دان ، سالها پیش آهنگی تصنیف و اجرا کرده است واینک انگار که قطعه ای دل انگیز از آنرا « می شنود »

یک آشپز اکنون که می خواهد لیمویی برای ترش کردن غذا به کار برد ، گویی مزه ترش آنرا « می چشد » .

یک نجار ، زبری سمباده ای را که دیروز بکار گرفته ، الان « احساس » می کند .

یک باغبان عطر شامه نواز گل یاس را ، تنها با تماشای جوانه های نورسته برش شاخ ، « می بوید » ….

اینها نمونه های احساس و ادراکی است که همه و همه فقط در « ذهن[۱] » اتفاق می افتد .

مفهوم حافظه همانطور که برای تجارب کلامی بکار می رود ، برای تجارب غیر کلامی ، نیز مورد استفاده قرار می گیرد ـ برای مثال ناتوانی در یادآوری معنی صداهای مربوط به سگ ها ، بوق ها ، رنگ ها و صداهایی از این کلمات ،جهات و گفته ها نیز مثالهایی از ناتوانیهای یادآوری زبان است . مسائل حافظه می تواند به یک مسیر ادراکی خاص نظیر حافظه بینایی یا حافظه شنوایی ارتباط داشته باشد . مقوله های دیگری از حافظه وجود دارد که می توان آنها را بصورت حفاظه طوطی وار[۲] ، حافظه گذرا یا کوتاه مدت ، حافظه توالی ، و حافظه مانا یا بلند مدت مطرح ساخت

حافظه طوطی وار . حافظه طوطی وار تکرار ماشینی کلمات بدون فهم معانی آنهاست . کودکی که حافظه طوطی وار دارد ، حروف الفبا را بدون دانستن مفهوم آنها یاد می گیرد و آنگاه که به خانه برگشت فی المثل از مادر خود  می پرسد « افلبا یعنی چه ؟ » که منظورش همان الفباست .

حافظه گذرا یا کوتاه مدت . بدنبال فعالیتی کسب می شود کهفرد بخاطر دلائلی نظیر امتحان اطلاعات دریافتی خود را در ذهن خویش ، فقط برای مدت زمان کوتاهی نگهداری کند . اعمالی همچون حفظ کردناعداد و کلمات، پیگیری یک سری دستورهای محدود ، یادآوری و بازسازی اشکال ، یا هجی یک کلمه بریا امتحان ، مثالهایی در اکتساب حافظه گذراست . یافته های تحقیقی که از کار برد آزمون بدست آمده نشان می دهد که کودکان ناتوان در خواندن در حافظه گذرای شنوایی و بینایی نیز از خود ضعف نشان می دهند ( پاراسکه و وپولوس و کرک ۱۹۶۹ ) . کارو ( ۱۹۶۷ ) دریافت افرادی که در  یادگیری زبان خارجه ضعیف هستند در آزمون تکرار هجاهای بی معنی نیز پس از یک تاخیر کوتاه مدت ضعف نشان می دهند ، در حالیکه افراد مستعد در یادگیری زبان خارجی در انجام این نوع آزمون دچار اشکال نمی شوند (پاشازاده،۱۳۷۸)..

حافظه توالی و آن پاسخ خود به خودی در مقابل یادآوری های خاص می باشد ، مثلا گفتن روزهای هفته ، عمل شمارش ترتیبی اعداد ، نظم و ترتیب عناصرد در موارد یاد شده از اهمیت اساسی برخوردار است ، و یا اینکه توالی کلمات در یک جمله ، یک امر اساسی است . کودکی که به صورت فاعل ـ فعل ـ مفعول جمله می سازد ـ « بچه می خواهد شیر » ـ احتمالا در حافظه توالی وی اشکالی وجود دارد .

در حافظه مانا یا بلند مدت پیش از آنکه اطلاعات مورد نیاز یادآوری گردد لازم است که یک دوره طولانی در ذهن باقیمانده و ذخیره شود . شواهد فیزیولوژیک چندی وجود دارد کهنشان می دهد حافظه های گذرا و مانا در سازه های متعددی در درون مغز بایگانی می شود ( مگاون[۳] ۱۹۶۷ ) . پدیده به خاطر سپردن مطالب درسی کمی پیش از امتحان و فراموش کردن حجمی از آن مدتی پس از امتحان ، برای بسیاری از دانش آموزان امری آشناست . حافظه مانا مستلزم توانایی جذب و همانند سازی[۴] ، ذخیره کردن و بیاد آوردن اطلاعات در مواقع مورد نیاز است . این امر به مهارت فراگیر در شناخت هدف و مناسبات مطلب آموزشی و ربط آن به دانش گذشته وی بستگی دارد( ورگاسون ۱۹۶۸ ؛ وایزمن ۱۹۶۵ ).

حافظه حسی


جهت دانلود متن کامل مقاله ادراک و حرکت و تئوری های ادراکی – حرکتی کلیک نمایید






نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله ادراک و حرکت و تئوری های ادراکی – حرکتی، تحقیق ادراک و حرکت و تئوری های ادراکی – حرکتی، مقاله در مورد ادراک و حرکت و تئوری های ادراکی – حرکتی، تحقیق در مورد ادراک و حرکت و تئوری های ادراکی – حرکتی، پیشینه ادراک و حرکت و تئوری های ادراکی – حرکتی،
لینک های مرتبط :


مقاله خوش بینی و نظریه های شخصیت و دلبستگی  یکی از مقالات جامع و  دارای منابع معتبر می باشد که به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که  در مورد خوش بینی و نظریه های شخصیت و دلبستگی  می باشد در زیر قسمتی از پیشینه تحقیق مربوطه ارائه گردیده است.


تاریخچه خوش بینی

تا پایان دهه ی ۱۹۷۰ خوش بین یک کمبود روانی و نشانه ی ناپختگی یا ضعف منش تلقی می شد، در حالی که ارزیابی متوازن و بی طرفانه از امیدواری های آینده ی فرد نشانه ای از سلامت روانی، پختگی و نیرومندی به حساب می آمد. این نگرش منفی نسبت به خوش بینی و تفکر در نوشته های زیگموند فروید به حد اعلای خود رسید (پترسون، ۲۰۰۰). او هم چنین از مذهب به عنوان یک خطای ادارکی خوش بینانه[۱] تحلیل به عمل آورد.فروید در کتاب معرفش «آینده یک پندار»[۲]می گوید که اعتقاد به خالق مهربان پدرگونه که اگر غرایز پرخاشگرانه و جنسی مان را کنترل کنیم در جهان دیگر ما را پاداش خواهد داد یک خطای ادراکی اساسی برای تمدن بود. بدون این خطاهای ادراکی مردم اغوا می شوند غرایز پرخاشگرانه ی خود را به نمایش بگذارند. اما این خطای ادارکی خوش بینانه ارزش پیدا کرد و انکار واقعیت غرایز جنسی و پرخاشگرانه را موجب شد. از طریق فرایند روان تحلیلی افراد  می توانستند نسبت به دفاع های گوناگون، مصالحه های روان رنجورانه و خطاهای ادارکی خوش بینانه بینش پیدا کنند و بدین ترتیب بین نیاز به ارضای تکانش های جنسی و پرخاشگری و نیاز به رفتار کردن به شیوه ی جامعه پسند تعادل برقرار کنند. هدف تحلیل، رسیدن به سطحی از پختگی روانی بود که در آن شخص می توانست واقعیت را به روشنی ببیند و خطای ادراکی خوش بینانه را کنار بزند (کار[۳]، ۲۰۰۴، ترجمه ی پاشا شریفی و نجفی زند، ۱۳۸۵) .

آرون بک[۴] ( ۱۹۷۰) نشان داد که افراد بد بین و درمانده به افسردگی مبتلا می شوند. در آغاز بک معتقد بود که افراد عادی واقع بین و افراد افسرده غیر واقع بین هستند، اما در جریان بیماران افسرده با یافته های غیر منظره ای دست یافت. بک به عنوان بخشی از درمان شناختی به بیماران افسرده خود یاد می داد باورهای منفی خود را با چالش بطلبند. او مشاهده کرد که اکثر افراد افسرده امور را به شکل واقعی درک می کنند و با کاهش علایم افسردگی، آنان نیزمانند افراد عادی دچار نوعی سو گیری خوش بینانه می شوند. این امر باعث شد که بک به نادرست بودن فرضیه ی اولیه ی خود پی ببرد.

روان شناسانی که به تفاوت های فردی علاقمند بودند، خوش بینی را به عنوان یک ویژگی شخصیتی بیان کردند. طبق نظراین روان شناسان، هر انسان به هنگام تولد بنابر ماهیت خود دارای سطحی (خط پایه ای) ازخوش بینی است که این میزان در افراد مختلف متفاوت است. خوش بینی نیز همانند دیگر ویژگی های شخصیتی دارای منحنی طبیعی است. یعنی اغلب مردم در حد متوسط خوش بین هستند و تعداد افراد فوق العاده خوش بین و افراد بسیار بد بین کم است. هم چنین تجارب ما می تواند بر میزان خوش بینی یا بدبینی ما اثر بگذارد (پترسون، ۲۰۰۰).

نظریه ی سازه های شخصی جورج کلی[۵] و نظریه ی میدانی کورت لوین[۶] چارچوب مناسبی برای فهم این که چگونه باورهای خوش بینانه رفتار را تحت تاثیر قرار می دهند، ایجاد کردند. نظریه اجتماعی یادگیری جولین راتر مفهوم انتظارات تعمیم یافته (منبع کنترل[۷] و اطمینان[۸]) باعث به رسمیت شناختن دیدگاهی در مورد شخصیت بر برحسب انتظارت فرد از رویدادهای آینده شد. یکی از دلایل علاقمند شدن روان شناسان به مبحث خوش بینی رو به افول نهادن دیدگاه سنتی محرک- پاسخ[۹] در یادگیری و جانشینی دیدگاه شناختی با تاکید بر نقش انتظارات بود (لوپز و اسنایدر[۱۰]، ۲۰۰۲).

بر طبق الگوی محرک- پاسخ یادگیری مستلزم اکتساب پاسخ های حرکتی خاص در موقعیت ویژه است. در این دیدگاه یادگیری شامل آموختن رابطه ی بین محرک- پاسخ است و هر قدر این محرک و پاسخ به هم نزدیک تر باشند (مجاورت) احتمال این که یادگیری صورت بگیرد بیشتر است، از دیدگاه رفتارگرایان، یادگیری دارای هیچ گونه مولفه ی شناختی نبود. یافته هایی که نشان می دادند روابطی که در شرطی سازی فرا گرفته می شنود صرفا به دلیل مجاورت نیرومند نمی گردند بلکه وابستگی نیز در نیرومند ساختن این روابط نقش دارد، دیدگاه رایج محرک- پاسخ را به چالش طلبید. در نظریه ی محرک- پاسخ فقط بر مجاورت زمانی بین پاسخ و تقویت کننده تاکید می شود. بر طبق این دیدگاه انسان در دام همزمانی تصادف حوادث می افتد. اگر یک تقویت کننده متعاقب یک پاسخ وجود داشته باشد، این پاسخ علی رغم این که هیچ رابطه ی علَی بین پاسخ و تقویت کننده وجود نداشته باشد تقویت خواهد شد.در مقابل دیدگاه وابستگی یادگیری بیان می کند که افراد قادر به کشف روابط علت اثر هستند و می توانند روابط تصادفی گذرا را از روابط حقیقی با ثبات تشخیص دهند (کارور، ۲۰۰۵). بنابراین یادگیری در نفس خود شامل کشف این مطلب است که چه چیزی به چه چیزی منجر خواهد شد (تولمن[۱۱]، ۱۹۳۲). از آن جایی که این نوع یادگیری در طول زمان گسترش می یابد، بنابراین لازم است که بر حسب اطلاعات شناختی تعریف شود. اگرچه در مورد جزییات این بازنمایی شناختی اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما واضح است که یادگیری وابستگی یک فرایند روان شناختی مهم است که بر انگیزش[۱۲]، شناخت[۱۳] و هیجان[۱۴] تاثیر می گذارد. اغلب نظریه پردازان، این سنت یادگیری وابستگی را به صورت یک انتظار تعمیم یافته در موقعیت های مختلف که د رطول زمان درونی می شود، تعریف می کنند. اغلب دیدگاه هایی که در آن ها خوش بینی به عنوان یک تفاوت فردی در نظر گرفته شده، این دیدگاه را پذیرفته اند که برطبق آن خوش بینی یک انتظار تعمیم یافته است که هر فرایند روان شناختی را که در آن یادگیری رخ می دهد، تحت تاثیر قرار می دهد (پترسون،۲۰۰۰). امروزه دو دیدگاه رایج در مورد خوش بینی وجود دارد که خوش بینی را به عنوان یک تفاوت فردی در نظر دارد: ۱- دیدگاه سبک تبیینی[۱۵] ۲- دیدگاه خوش بینی سرشتی [۱۶](گرایشی) (پترسون، ۲۰۰۰).

۲-۲) دیدگاه های مرتبط با خوش بینی

دیدگاه  لازاروس

جهت دانلود متن کامل مقاله خوش بینی و نظریه های شخصیت و دلبستگی کلیک نمایید.





نوع مطلب :
برچسب ها : مقاله خوش بینی و نظریه های شخصیت و دلبستگی، تحقیق خوش بینی و نظریه های شخصیت و دلبستگی، مقاله در مورد خوش بینی و نظریه های شخصیت و دلبستگی، تحقیق در مورد خوش بینی و نظریه های شخصیت و دلبستگی، پیشینه خوش بینی و نظریه های شخصیت و دلبستگی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نگار م
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :